X
تبلیغات
رایتل

حسین منزوی

غزل و دیگر اشعار حسین منزوی

[اصرار]


نظر با من مباز این سان، مپیچ این سان به پرهیزم  

که تابم نیست تا با وسوسه های تو بستیزم 

*****   

لبت زین سان که بی پروا به مهمانیم میخواند 

سیاوش نیز اگر باشم زکف رفته است پرهیزم 

***** 

به این آرامش غمناک عادت کرده ام دیگر 

به اغوایی از این گونه به طغیان برمیانگیزم 

***** 

نگاهت راه صد صنعان به یک جولان تواند زد 

که باشم من که با این غول زیبایی درآویزم ؟

***** 

تو از من بگذر ای جادوی چشم مار! که از طیفت 

من آن گنجشک مسحورم که نتوانم که بگریزم 

***** 

مرا از تو رهایی نیست تا در پرده های جان 

شباشب با خیالم طرح چشمان تو می ریزم

[ یکشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1390 ] [ 06:47 ب.ظ ] [ کاوه ] [ 0 نظر ]